آسمان شاهد
ظهر عاشورا بود . امام حسین (ع) صدای بچه ی شیرخواره اش را که خیلی
تشنه بود از میدان جنگ شنید و به خیمه نوزادش آمد و او را بغل کرد .
سپس او را به صحنه ی نبرد آورد و او را با دست چپش با لای شرش برد
و گفت : «ای یزیدیان شما به من رحم نکرده اید، لااقل به این به این طفل
شیرخوار رحم کنید . در آن سو یبن ذالجوشن نگاهی به حرمله می کند و
می گوید : زود بچه را به نزد برادرش علی اکبر برسان . حرمله درکمان تیر
سه شعبه را گذاشت و گلوی علی اصغر را نشانه گرفت ، تیر چرخید و
چرخید و بر گلوی نازنین طفل شیرخوار امام حسین نشست . امام حسین
خون علی اصغر را در مشتش گرفت و به آسمان پرتاب کرد و آسمان را
شاهد بر بی رحمی این قوم نمود که حتی به یک طفل شیرخواره هم رحم نکردند .
کاری از :محمدرفیعی و کوشا آذین فر
شور حسین است چه ها می کند