مراسم عزاداری در روستای ما کشتله (2)
زیر نور آفتاب دست های خود را بالا می بردیم و با تمام وجود آنها را به سینه هایمان می کوبیدیم .
زمانی که مداح مداحی اش را تمام کرد همه ی ما ساکت شدیم و سکوت مطلق همه جا را فرا گرفت .
اما ... صدایی به گوش می رسید . صدای چیست . بله
انگار آوای مداح ماست . بله دسته ماست . آنها به اینجا رسیده بودند . ظهر بود اما اوج کار دسته ی ما در
همین جا بود . صدای طبل ها به آسمان می رفت صدای سنچ ها گوش ها را کر می کرد . دو هل ها با
نوایشان همه ی افراد را جذب خود می کردند .
زنجیرها به عرش می رفت و به فرش می آمد . نا گهان دیدم همه نشستند و فردی می گوید : اجرتان با
امام حسین (ع) و همه ی افراد صلوات فرستادند ، تازه فهمیدم زنجیر زنی تمام شده همه جمع شدند و
حلقه زدند و با وجود خستگی فراوان با شدت هرچه تمام تر سینه می زدند من هم به جمع آن ها رفتم و
شروع به سینه زدن کردم و زیر لب گفتم : السلام علیک یا اباعبدالله الحسین .
.jpg)
محمد رفیعی کشتلی
شور حسین است چه ها می کند