مراسم عزاداری در روستای ما(کشتله)
هر ساله در نهم تاسوعا در روستای {میدانسر} غلغله ای بر پا است . مردم از سه تکیه میدانسر به
(پایین تکیه) می آیند تا برای سالار شهیدان عزاداری کنند . حول و حوش ساعت هشت گروه سینه زنان
با جمعیتی بالغ بر شصت الی هشتاد نفر پیشتاز هستند . بعد از ده دقیقه گروهی با چهار ستون بیست
نفری به حرکت در می آید . قصدشان این است تا با زنجیر زدن وسرخ کردن شانه هایشان در هشت
نقطه ی (کشتله) به مظلومیت سومین اختر تا بناک آسمان امامت و ولایت شهادت دهند . دسته زنجیر
زنان ما با چهار طبل زن ،چهار سنچ زن و دو دوهل زن شروع به حرکت می کند . در میان آنها کودک پنج
ساله ، نوجوان سیزده ساله ،جوان بیست ساله و میانسالی چهل ساله دیده می شود. در اولین گام از
روستای خودمان شروع می کنیم . صدای طبل طنین انداز می شود و زنجیر ها به بالا می رود و با نظم
خاصی به دوش و شانه های افراد در دسته می خورد . مدت کو تاهی در رو ستای خودمان هستیم و بعد
از آن به (شوب محله)می رسیم . کودکان سعی دارند به مردم آنجا نشان دهند که برای امامشان
محکمتر زنجیر می زنند و با تمام وجود فقط برای یک دلیل و یک نفر و آن هم مولایشان حسین بن علی
(ع)اینطورعزاداری می کنند . چشم به هم زدیم تمام شد و به روستای( چنار بن) که در کشتله زبانزد
مردم است پا گذاشیم. چه مردم مهمان نوازی،چه پذیرایی از ما می کردند . از آش رشته بگیر تا کیک
یزدی و شیرُ عالی بود هم شور و شوق مردم هم پذیرایی مرمان آنجا . راستی دسته سینه زنان
کجاست؟
فکر کنم در راه آخرین محل یعنی پایین محله هستند. دوان دوان خود را به آنجا رساندم .....
ادامه ماجرا در پستهای بعدی......

محمد رفیعی کشتلی
شور حسین است چه ها می کند