<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بچه های محرم</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com</link>
<description>فرهنگی-هنری-ادبی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 08 Jul 2017 06:55:15 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>حسین</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/60</link>
<description>گل خوش رنگ و بوی من حسین است بهشت آرزوی من حسین است مزن دم پیش من از لاله رویان که یار لاله روی من حسین است من آن مداح مست سینه چاکم که ممدوح نکوی من حسین است همه در گفتگوی این و آنند ولیکن گفتگوی من حسین است سخن بی پرده می گویم زمستی می و جام و سبوی من حسین است چو مرغ حق که از حق میزند دم طنین های و هوی من حسین است از آن بر تربتش سایم جبین را که عز و آبروی من حسین است احد گوئی از آن باشد شعارم که پیر و نکته گوی من حسین است</description>
<pubDate>Sat, 08 Jul 2017 06:55:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/60</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/59</link>
<description>حضرت علی اصغر (ع) یکی از فرزندان امام حسین (ع) نوزاد شیرخواری بود که از تشنگی در روز عاشورا بی تاب شده بود . امام حسین خطاب به دشمن فرمود : از یاران و فرزندانم کسی جز این کودک نمانده است . نمی بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است ؟ در نفس المهوم آمده است که فرمود : ان لم ترحمونی فارحمو هذا الطفل و در حال گفت و گو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید . امام حسین (ع) خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید .</description>
<pubDate>Sat, 22 Dec 2012 07:29:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/59</guid>
</item>
<item>
<title>حدیث</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/58</link>
<description>ا امام سجاد (ع) می فرمایند: دروغ مگو. چه بزرگ باشد و چه کوچک . شوخی باشد و یا جدی . محمد رفیعی کشتلی</description>
<pubDate>Wed, 05 Dec 2012 13:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/58</guid>
</item>
<item>
<title>شعر</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/57</link>
<description>ای صفای سبز نورستان من آسمان آبی بستان من ای تو درد دل من آشنا نفس روحانب نصیحت دان من ای که دادی با بسی صبر و صفا قوت ایمان به این دستان من ناصر سرگشتگان کوی دوست آشنا با کوچه های جان من از مکارم ها که دارد خلق تو زنده شد جان و دلم جانان من ای میان بر ترین ها بی نشان نام تو منقوش بر ایوان من در خزان برگ ریز فصل درد روح رویش ابر من باران من کاش می شد با تو باشم روح پاک ای صفای دفتر و دیوان من تو به من گفتی مهار نفس هست رمز ایمان نه فقط برهان من هیچ کس</description>
<pubDate>Mon, 01 Oct 2012 10:12:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/57</guid>
</item>
<item>
<title>سرود شهیدان خدایی</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/56</link>
<description>کجایی ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی کجایید ای سبک بالان عاشق پرنده تر زمرغان هوایی همه رفتند و تنها مانده ام من ز همراهان خود جا مانده ام من کحایید ای امام و رهبر ما کشی دست نوازش بر سر ما الهی تا ظهور دولت یار عزیز ما خامنه ای نگهدار بیا مهدی بیا دردم دوا کن دل افسرده ی غم دیده وا کن گلی گم کرده ام می جویم او را که هر گل می رسم می بویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت مرا عشق حسین دیوانه کرده تهی از خویش و از بیگانه کرده</description>
<pubDate>Mon, 01 Oct 2012 10:00:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/56</guid>
</item>
<item>
<title>دریای خون </title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/55</link>
<description>روزی امام علی (ع) به همراه فرزندشان امام حسن (ع) جهت سفر به شهر کوفه حرکت کردند. پس از مدتی به محلی به نام نینوا رسیدند . امام علی (ع) امر فرمودند : تا در آن محل چادری بر پا کند و استراحت کند . هردو بزگوار ، در داخل چادر خوابیدند و استراحت نمودند . پس از مدتی امام علی (ع) از خواب برخاستند و با ناراحتی امام حسن (ع) را در آغوش گرفتند و فرمودند: من در خواب دیدم که پسرم حسین در این محل در دریایی از خون غرق می شود و از من کمک می خواهد به قلم : کوشا آذین فر _</description>
<pubDate>Wed, 29 Feb 2012 11:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/55</guid>
</item>
<item>
<title>یا ابوالفضل</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/54</link>
<description>بلند قد بود . شانه هایش پهن و بازوانش نیرو مند بود . همیشه لبخندی بر لب داشت اماهر گا ه به دشمنانش اخم می نمود عدو های او پا به فرار می گذاشتند . بله او برادر سالار شهیدان ، ابولفضل العبا س بود . مادرش ام البنین بود اما با حسین (ع) مانند برادر تنی بود .ظهر عاشورا زمانی که طاقت نوزادان و شیر خوارگان به سر آمد ، با رخصت گرفتن از برادرش ، راهی نهر القمه شد . زمانی که به آنجا رسید مشک خود را پر از آب کرد .</description>
<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 10:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/53</link>
<description>هم اکنون که این مطلب را می نویسیم در ایام فرخنده و مبارک فجر هستیم . ایام اللهی که 33 سال پیش به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید . انقلابی که از قیام حسین (ع) نشات گرفت. امام در ظهر عاشورا حماسه ای را ترتیب داد که هنوز که هنوز است مردم به خاطر آن چند روزی سیاه پوش می شوند و عزادار ند. ما ایرانیان هم هر سال به شور و شوقمان افزوده می شود و در این راستار نشان دادیم نسبت به امام و الگویمان تعصب و غیرت خاصی داریم .</description>
<pubDate>Wed, 15 Feb 2012 11:44:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title>اسوه عالم</title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/52</link>
<description>یا حسین مظلوم ، ای آنکه از اب بودی محروم ، به عشق او در آوردم این نوشته را منظوم حسین الگوی جهانیان است ، اسوه ی عالمیان است ، نمونه ی کامل آدمی از آدمیان است حسین یک فرشته است ، هم اکنون در ملکوت اعلی نشسته است ، عاقبت کار ما را او نوشته است حسین نماینده الله است ، پسر ولی الله و نوه ی رسول الله است ، لقبش ثارالله است قاتل امام شمر ابن ذو الجوشن بود ، راه مسیر و روش آقا روشن بود حسین هم قافیه کربلا بود ، قتل گاهش کرب و بلا بود ، نسیم خنک باد صبا بود ما</description>
<pubDate>Wed, 15 Feb 2012 10:06:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/52</guid>
</item>
<item>
<title>آسمان شاهد </title>
<link>https://sagha33.blogfa.com/post/51</link>
<description>ظهر عاشورا بود . امام حسین (ع) صدای بچه ی شیرخواره اش را که خیلی تشنه بود از میدان جنگ شنید و به خیمه نوزادش آمد و او را بغل کرد . سپس او را به صحنه ی نبرد آورد و او را با دست چپش با لای شرش برد و گفت : «ای یزیدیان شما به من رحم نکرده اید، لااقل به این به این طفل شیرخوار رحم کنید . در آن سو یبن ذالجوشن نگاهی به حرمله می کند و می گوید : زود بچه را به نزد برادرش علی اکبر برسان . حرمله درکمان تیر سه شعبه را گذاشت و گلوی علی اصغر را نشانه گرفت ، تیر چرخید و</description>
<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 11:48:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>sagha33</dc:creator>
<guid>sagha33.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
</channel>
</rss>
